• 021-88736066
  • info@parssup.ir

خلاصه ای از کتاب : مدیر یک دقیقه ای - اثر کنت بلانچارد، اسپنسر جانسون

هر کسی که با مدیر کار می کرد، احساس امنیت داشت. هیچ کسی احساس کنترل شدن یا ترس و تهدید نمی کرد چون همه از ابتدا می دانستند که مدیر چه می کند و علت کارهای او چیست

یک مرد جوان ، سراسر جهان را به جستجوی یک مدیر بزرگ می پردازد. او می خواهد برای این مدیر بزرگ کار کرده و یاد بگیرد مانند وی مدیر بزرگی شود. اما بسیاری از جاهایی که او می رود، انگیزه ای در او ایجاد نمی کند. او مدیران خشنی را ملاقات می کند که کارکنان آنها را دوست ندارند، و مدیران خوش مشربی که کارکنان خود را دوست دارند اما توجه کافی به سود و زیان شرکت ندارند.

آیا مدیری وجود دارد که ترکیبی از بهترین ویژگی های هر دو مدیر گفته شده را داشته باشد؟ مرد جوان درباره فردی می شنود که ظاهرا مناسب است. با کمال تعجب، مدیر می پذیرد که مرد جوان را سریع ببیند و در مورد نحوه مدیریت کارکنان خود صحبت نماید. بنابراین او حکایت مدیر یک دقیقه ای را آغاز می کند.

اگر در روش مدیریت افراد که تنها یک دقیقه زمان می برد، محتاطانه عمل کنید، فراموش می شوید. آیا این کار واقعا جواب می دهد؟ آمار فروش مدیر یک دقیقه ای نشان می دهد که:

❖ مدیران، وقت کمتری برای انگیزه بخشی به کارکنان و مشکلات آنان صرف می کنند، و به هر چیزی که یک راه حل بنظر برسد، اکتفا می کنند؛ یا

❖ باید روش دیگری برای مدیریت وجود داشته باشد.

مدیر یک دقیقه ای سه ویژگی دارد:

❖ توافق با کارکنان در مورد اهداف (کمتر از نصف آنها).

مطمئن شوید هر هدفی، بر روی یک تکه کاغذ جداگانه نوشته شده است. این کار” هدف گذاری یک دقیقه ای” است. از اینجا به بعد، کارکنان دقیقا می دانند که مدیر از آنها چه انتظاری دارد و به ندرت برای سوال یا مشکلی پیش رئیس می روند. آنها می دانند که مدیر آنها را برای حل این مشکلات استخدام کرده است.

❖ کارکنان باید بطور مداوم اهداف را بازخوانی کنند تا مطمئن شوند که انتظارات مدیر با عملکردشان مطابقت دارد. همچنین کارکنان باید جزئیات پیشرفت را به مدیران گزارش کنند. این کار برای تحت فشار قرار دادن آنها نیست، بلکه برای این است که مدیر بداند “آیا آنها کارها را صحیح انجام می دهند یا نه” این کار سبب “تحسین یک دقیقه ای” می شود و فیدبک مثبت و سریعی در مورد اقدامات انجام شده ارائه می دهد.

❖ اگر فردی دارای مهارت های لازم برای انجام صحیح کار است اما کار را صحیح انجام ندهد، با ” توبیخ یک دقیقه ای” مدیر روبرو می شود. این توبیخ شدید بخاطر عمل یا رفتار وی است، نه خود او و مدیر هشدار می دهد کار وی، مطابق استانداردهای بالایی که باید کارکنان شرکت داشته باشند نیست. مدیر پس از توبیخ، ارزش وی را به او خاطر نشان می کند.

بخش دوم داستان تلاش می کند توضیح دهد چرا مدیر یک دقیقه ای نتیجه می دهد.

هدف گذاری یک دقیقه ای خوب جواب می دهد چون “عامل اصلی که سبب ایجاد انگیزه در مردم می شود، دادن نظر در مورد نتایج است.” ما دوست داریم بدانیم کارمان را چگونه انجام داده ایم و اگر کارها را به خوبی انجام داده باشیم، احساس خوبی پیدا می کنیم. مدیر یک دقیقه ای تابلویی را روی دیوار نصب کرده که روی آن نوشته: “یک دقیقه وقت بگذارید و نگاهی به اهداف خود و سپس رفتارتان بیندازید. آیا رفتارتان شما را به اهداف تان می رساند؟” تکنیک ساده ولی موثری است.

تحسین یک دقیقه ای نیز به علت انگیزه دادن به دیگران موثر است. خیلی کم پیش می آید کسی را پیدا کنید که از روز اول تمام کارها را صحیح انجام دهد؛ پس باید به آموزش کارکنان بپردازید. «بنابراین کلید آموزش یک کار جدید به یک فرد این است که در ابتدا آن را تقریبا صحیح انجام دهند تا آنکه یاد بگیرند آن را دقیقا صحیح انجام دهند.» انضباط فردی برای افرادی که در مورد کاری که انجام می دهند، مطمئن نیستند موثر نیست. تنها تحسین موثر است. تحسین مانند سوختی عمل می کند که می تواند کل یک شرکت را به پیش ببرد.

توبیخ یک دقیقه ای نیز موثر است چون منصفانه ترین کار برای اصلاح عملکردهایی است که زیر استاندارد هستند. از آنجا که اهداف تعیین شده و انتظارات مدنظر بطور شفاف بیان شده است، کارمندان معمولا توبیخ را منصفانه می بینند. در چنین شرایطی به مدیر احترام گذاشته می شود. از آنجا که توبیخ سریع بوده و بخاطر عمل شخص (نه خود شخص) است، احساس بد کمتری وجود دارد. وقتی هم توبیخ تمام می شود، نتیجه بخش بوده و به زودی فراموش می شود.